به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فردوسی و.... به درستی دریافت .
منابع ومآخذ :آثارالباقیه.... ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشتنوروز نامه خیام ، مجتبی مینویایران از آغاز تا اسلام ، گیرشمن ، ترجمه دکتر معینجشن های ایران باستان ، مراد اورنگنوروز در کردستان ، مصطفی کیوان
تحقیق و ساده نویسی : پرشنگ بابایی
به نام خدا
نوروز در کردستان
پیشینه ی نوروزکردستان ، در داستان ها و منابع حماسی ،تاریخی
حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح " که ی مورس " ( کیومرث ) kay mures نامی از نژاد کرد
پیدا شد واز همان ابتدای کار اهریمن نامی با او به دشمنی برخاست .
«که ی مورس» در کوهستانهای رواندز ( منطقه ای در کردستان عراق امروزی که دردوره باستان آنجا را روئین دژ می گفتند )
با اهریمن به جنگ پرداخت و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن وکشتن اهریمن ،
بر فراز کوه ها ، بالای تپه ها و گردنه ها برجهای آتش برافروزند تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد وهم فرمانی بر بازگشت
سپاه از جبهه ها به نزد وی ، سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه که ی مورس (کیومرث ) پایان یافت ، آتش ها
بر بالای کوه ها زبانه کشید وبا تابش شعله ها ، پیروزی حق بر باطل وشکست اهریمن به آگاهی عامه رسید .
روز پیروزی بر دشمن ده روز پیش از موقع نوروز ( فرارسیدن سال جدید ) بود .که ی مورس فرمان داد نه تنها آن روز
بلکه 9 شبانه روز پس از آن همرا با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذارند ، سپاهیان پیروز دراجرای این دستور
مدت 9 روز را در کوهسارها ، چمنزارها و بر فراز تپه ها پای کوبان و شادی کنان در مراسم ویژه « جه ژنی 9 روژ » جشن
نه روز گذراندند از آن پس « جه ژنی نو =9 روژ » شکوهی خاص یافت و هر سال همراه با مراسم ویژه آتش بازی برگذار
می شد .
چهارصد سال پس از که ی مورس ( کیومرث )ضحاک نامی از اورشلیم به سوی کردستان روی آورد این سرزمین را اشغال
و به مردم ظلم وتعدی کرد ، در این زمان شیرمردی به نام کاوه آهنگر ستمدیدگان را با خود همراه کرده و در سپیده دم
( جه ژنی 9 روژ ) برابر با بیست ویکم مارس با همیاری مردم به کاخ ضحاک که با درباریانش مشغول عیش ونوش بودند
رفت و با چکش آهنگری او را کشت و شاهزاده ای به نام فریدون رابه شاهی بر گزیدند واین روز مصادف با سال نو
همانا جه ژنی نوروژ بود یعنی مصادف بودن پیروزی بر دشمن چه اهریمن وچه ضحاک ماردوش وفرارسیدن سال نو
وپایان زمستان سرد و سخت سرزمین های باستانی که بنا به شواهد گاه دمای هوا به تعبیر امروزیها به پنجاه درجه زیر صفر
می رسید که واقعاً جای شکر گذاری وجشن وسرور هم داشت .
حکیم عمرخیام ریاضی دان ، متفکر وشاعر بلند آوازه ایران پیدایش نوروز را ازکیومرث دانسته در نوروزنامه می گوید:
« اما سبب نهادن نوروز ، آن بود که چون بدانستنددو دور بود ، یکی آنک سیصد وشصت وپنج روز وربعی از شبانه روز به
اول دقیقه حمل (منظور برج حمل برابر بافروردین ماه ) برآید ، به همان وقت و روز که رفته بود.
و آن چنان است که چون کیومرث ، اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست ، خواست که ایام سال وماه را نام نهد و تاریخ
سازد تا مردمان بدانند. بنگریست که آن روز، بامدادآفتاب به اول دقیقه حمل آمد موبدان عجم گرد کرد ، و بفرمود که تاریخ
از اینجا آغاز کنند موبدان گرد آمدند وتاریخ نهادند» ، ابوریحان بیرونی نیز نوروز را از کیومرث وجمشید کیانی می داند
بنا به شواهد منابع افسانه ای ، اسطوره ای وتاریخی گیومرته ، گیومرث ( دارنده جان و مرگ = جاندار ، میرا ) کیومرث اول
انسان ؛ درسرزمین اولیه ایران بود وهم اولین فرمانروا ...
واژه جه ژن ( درزبان کردی ) که باکلمه جشن درزبان فارسی همریشه است این کلمات که ازلغت اوستایی « یسن yasna »
به معنی ستایش و پرستش است زیرا این مراسمات بیشتر برای ستایش خدا وشکرگذاری به خاطر پیروزی وبرکات و فراوانی
بوده وباشادمانی برگذارمی شده ، هرچند بخشهایی ازاین مطالب رنگ وبوی اسطوره وحماسه دارد اما رگه های واقعیت
آنرا بخوبی می توان ازآثار دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، پروفسورگیرشمن ، خیام ، فر
برچسب:
نویسنده: محمد رجبی
تاريخ: يکشنبه
16 بهمن
1401 ساعت: 5:14